یرزق من یشاء

امروز همه فکرم مشغول این آیه بود
“و یرزق من یشاء بغیر حساب”
کاش میدونستم. چطور توی مسیرش باید قرارگرفت.
از پروردگارم تقاضا مندم بهم راهش رو نشون بدن همونجور ک تا اینجا راه رو بهم نشون دادن و چشم و گوشم رو هم باز نگه داشتن….

داریم میریم خونه، بارون زیبایی میاد. همه دلهره خیس شدن دارن. میرم دنبال مهران حقیقت ک با هم این ۴ قدم سی و سه پل رو بریم. حسین آقا نیروی جدید DBA میپرسن میاد؟ میگم بله یکم صبر کنید میان.
آقای سعادتی از بغلمون رد میشن با لبخند میپرسن کجا میاد؟
بهشون میگم مهندس مسیرتون از کدوم طرفه؟
با تعجب نگاهم میکنن. میگم میخوام برسونمتون.
چشماشون از تعجب گرد شده!
میگم:

آها یادم اومد شما ماشین دارید. ما نداریم. ببخشید بفرمایید.

لب خند میزنن میرن.
دم در باهاشون برخورد میکنیم باز. صدام میزنن ک از کدوم طرفه مسیرتون؟ میگم. میفرمایند من ازون طرفیم!
میگم مهندس شوخی کردم بابا!!

توی اتوبوسم. آقای “چک کن” میاد میگه آقا کارتتون لطفا! بغل دستیم میگه این دیگه چ مسخره بازیه! میلیارد میلیارد میدزدن هیچکی نمیگه چرا، لنگ ی کارتن؟
میگمش

من نمیدونم چرا همه همینو میگن؟ میگن اون دزدی کرده کسی نبوده چرا ب ماها گیر میدید ب اون کسی نگفت چرا!
آقا این نشون میده این قضیه دزدی توی همه اقشار جامعه ما هست. هرکس همونقدر ک بتونه میخواد بدزده کسی هم نگه بهش چرا! اگرم بگه جواب میدن فلانی بدترکرد چرا چیزیش نگفتن!
با این ۲۰۰تومن هیچکی دارا یا فقیر نمیشه اما مطمئن باش اگه همه کارت میزدن اتوبوس رانی ی حقوق ب این آقای “چک کن” نمیداد ک چک کنه.
اون درشته رو هم اگه ی آقای چم کن بالا سرش بود(ک هست ک بر ملا شده، ک هست اسمش اللهه) نمیگف کش کشه بزنه و در بره. همین ملتم م ب اون میگن بد، بد جاش بودن احتمالش زیاده همون کارو کنن. چ بسا اون تا اون ساعت هیچی ندزدیده بوده ک ب اون حد رسیده و خودشو میلیاردی فروخته… ما خودمونو چند میفروشیم؟