برای خورشید

خورشید ماه رویم، بشنو ز “دل” پیامی
فرصت شمار جانا، هر فرصت سلامی

زهر عبور یک دوست، هرچند تلخ باشد
برهاند از غم عیب، تلخ درون جامی

طوفان غم به ساحل، کشتی نشسته بر گل
آهی نشسته بر دل، بردار خسته گامی

از خنده ی رفیقان، یا رحم از رقیبان
بگذر، که این بهاران، باشد خیال خامی

دل برخدای بربند، بر غیر او پا مبند
حقا که شیر در بند، باشد چو اسب رامی

Mohammad Hossein Ebrahimzadeh
محمد حسین ابراهیم زاده