اول صبح آخرین روز کاری سال 91

دوش خعلی خسته بودم زودی خوابم برد.خواب دیدم دور هم نیشسته بودیم می میخوردیم. نگران بودم که به بدنم ضربه میزنم!!! یه تن سالم الله دادتم نباید از بین ببرمش. اللهم میفرمایند این خواب خوابه خوبیه انشالله همه عالم عاقبت به خیر بشن. گفتم تا 23 بهمن سال دیگه مزدا 3 میخرم. امید به الله. و الان داره شرایطش یکی بعد از دیگری جور میشه. من امیدم به اللهه که هم تواناست و هم مهربون خودش میده انشالله.
امروز از صب روز عالی و با نشاط بوده. درختا پر از جوونن زیبان سبز مغز پسته ای.همه رنگ طراوت گرفتن. آخه امروز میخان عکس بگیرن!!! امروز جشن آخر ساله باساست.
اجازه بده یکمم درباره ی کارم بحرفم. کرمانشاه بعد از شناخت و ارائه بهترین راه نصبشم خلاص شد و سی آر پی-ش رو هم دادم. واسه آخری خود آقای فرزادم یک روز آمدند اونجا.راضی بودند به حمدلله. یک سری ایرادای کوچیک هرازچندی توی سیستم نمایان میشد که رفع شد الحمدلله.
هیچی دیگه همه چی خوبه خدارا شکر
الحمدلله
Mohammad Hossein Ebrahimzadeh
محمد حسین ابراهیم زاده