آژی دهاک

جای تک تک بوسه هایت، مارهایی شده اند بر دوش خاطراتم ک جوانه های امیدم را، یکایک، قربانی بقایشان میکنم.
کجاست کاوه ی سرنوشت تا بگریزاندم از اهریمن غم؟
ک خم شده پشت فریدون فرخ پی امیدم.