آن وقت …

وقتی که مرا خواب در آغوش کشیده

وقتی به لبت، میوه ی یک بوسه رسیده

وقتی کمر همت من گشته خمیده

یا رشته ی فکرم، گرهِ کور،تنیده

وقتی که ز تو، رنگ ز رخسار پریده

از محبس افکار، دگر، بال رهیده

جان در طلب مهر تو “جان کاه” خریده

از دیده شده اشک روان، زانچه شنیده

وقتی که شده قلب تپان از پی دیده

دل” عشق تو در شاهرگِ ریشه تپیده

وقتی که ز سر هوش از این عشق رمیده

وقتی که مرا خواب در آغوش کشیده

Mohammad Hossein Ebrahimzadeh
محمد حسین ابراهیم زاده