دسته‌ها
شعر محمد حسین ابراهیم زاده

شعر کرونا

عمه فرمودند:
ای شاعر شیرین سخنم بازبگو
این. معظل ما وکل دنیاست بگو

چون ریشه‌ی عمر ما به کل دود شدست
اشک از غم مردم جهان رود شدست
تهدید کرونا عمه جان چیزی نیست
ماییم و محبتی که مفقود شدست

عمه فرمودند:
در خواب بدم ندایی آمد بر خیز
از نو گل خوب تو خبر می اید
دیدم که عزیز من غوغا کرده
هر کس زسر لطف نظر ها کرده

دیریست که کودکانه خوابیم عمه
رویای حباب روی آبیم عمه
دیریست به دیدار تو دلتنگ شدیم
عشقت چو شراب و جمله جامیم عمه

از اینهمه احساس گمانم برسد
دوستىم داری و انگار بیایی پیشم
خواهم که بدیدار من ایی یکدم
تا باز بگم هر انچه در دل دارم

سوگند به هرچه از خدا خواستنیست
مهر همه ی گروه پرداختنیست
افسوس که درمسیر دوریم ولی
یک بوسه به گونه ی شما کاشتنیست 💋

گر مهر ومحبتی ز من هست بدلت
خوشحالم کن و بریز بپای پدرت
من دختر عموی خویش را دارم دوست
بعدش پدرت که همره اوست دلت

{نفرستادم}
ای کاش که یک تنه قضاوت نکنیم
ما بین طناب و تیر، عادت نکنیم
ای کاش صدای زندگانی باشیم
بر پنبه به شعله‌ها وساطت نکنیم

پدر :
گفتند کرونا صدمه خواهد زد
برپیروجوان سربسر خواهد زد
خوشالم اگر این ویروس ناهنگام
برشعرادب چنگ زدو خواهد زد

 

این عمه که هست خواهر پنج داداش
طبعش شده آتشین چو هفتیر و کلاش
اما چو محبت است شلیک هاش
قلب همگان مملو عشق است براش

دسته‌ها
شعر محمد حسین ابراهیم زاده

علی آقا جوادی خونده بودن واسم

او نظر کرده که من عاشق و دیوانه شدم / ور نه من در دل خود هیچ ندارم از خویش

چشم مستش به دل پیر و جوان گر زده زخم /  قلب چون سنگ مرا کرده نگاهی صد ریش

آرزو هست به خوبان که برش جان بدهند / شوق دیدار رخش کشته مرا پیشا پیش

حاجتی نیست بر آن زلف پر از پیچ و خمش / مژه اش همچو طنابی کشدم جانب خویش

با رخ ماهش از این صفحه ی شطرنج دلم /  مات ماتم من از این بعد پس از صدها کیش

ببر ای باد صبا حرف دلم را و بگو /  یا حسین عشق همه ی اهل دلی بی کم و بیش

دسته‌ها
داستان

عاشق

‏سرش شکسته بوده رو تخت بیمارستان‏گریه می‌کرده

‏بش میگن خوب می‌شی چیزیت نیس

‏میگه “چرا الان نباس بالا سرم باشه”

‏⁧‫#عاشق‬⁩ بود

دسته‌ها
شعر

کابوس

در خواب که تو را می‌بینم، بیداری کابوس است.

دسته‌ها
شعر

یک

منم آن یک،‌ باقی‌مانده از تقسیم.

دسته‌ها
شعر

باقی مانده

تو آمدی و باقی مانده صفر شد.

دسته‌ها
شعر محمد حسین ابراهیم زاده

فصل

تو اگر فصل می‌شدی

فصل‌الخطام بودی

دسته‌ها
شعر محمد حسین ابراهیم زاده

فصل پنجم

در میان فصول،‌تو فصل پنجمی

مابقی گرد تو شکل گرفته‌اند.

دسته‌ها
شعر محمد حسین ابراهیم زاده

کار مهم

ازش پرسید چیکارش داری؟

گفت:‌دوسش دارم

دسته‌ها
شعر محمد حسین ابراهیم زاده

مهرگان

پاییز ماتم بهار بود

تا تو آمدی

جشن مهرگان