روز اول

دیشب که از حول درست خوابم نبرد! ساعت 3 یک بار پا شدم … 4 هم یک بار! صبح هم با اولین زنگ ساعت طبق معمول همه دفعه اول هام!!! بر پا شدم … یه کم اضطراب داشتم … از خونه تا سر کوچه در این هوای سرد حدود 5 دقیقه زمان برد و از… Continue reading روز اول

روز اول

روز اول روز اول کار در باسا (شرکت بین المللی انفورماتیک سیستم آوران) دیسب که از حول درست خوابم نبرد! ساعت 3 یک بار پا شدم … 4 هم یک بار! صبح هم با اولین زنگ ساعت طبق معمول همه دفعه اول هام!!! بر پا شدم … یه کم اضطراب داشتم … از خونه تا… Continue reading روز اول

انسان

بازیگرم و نقش تئاترم همه حرف است تاثیر پذیری من از سایه و برف است گاهی بشوم دستخوش عشق فلان فرد گاهی بشوم سنگ دل و آهن و خونسرد گه تیر زنم بر قدح سرخ و سر شاه گه کافرم و نیست سرم در طلب راه گه نوح شوم رفته جهان یکسره در آب فرعون… Continue reading انسان

روضه رضوان

پند و اندرز رفیقان نرود در گوشم پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروختهمه گویند که در دام تو وافتاد دلم که ز دیدار توچون ماه وشی مدهوشم من چگونه همه عالم به تویی نفروشم پای بنده نگهت، شکره، از سر پوشم

خموش

در طلبت آمده‌ام بر خروش زآتش رویت نه غریب است جوش                              دستم اگر پاره شد از اشتیاق  رخ بنمایان و گناهم بپوش   قامت رعنات چو دیدست سرو  تا ابدالدهر بمانده خموش  گوشه ی چشمی بنمایی اگر  صبر و قرارم برود همچو هوش چشمم اگر کور شد از دوریت بهر قدمهات به راه است گوش                                  لب… Continue reading خموش