خواب

پیام داده. میگه به خودت بگو،‌نیاد تو خواب من. میگم گفتمش. گوش نمیده. نامرد صبشم بهم نمیگه دیشب کجا رفته،‌چ کرده. اصن شاید واسه همینه، بعضی صبا اینقد خستم. معوم نیس شبا تو چ خوابایی میره. خنده دار، ناجور، ترسناک، غمگین … . میخنده و میگه: بش بگو میاد … حداقل میخوام بوسش کنم نره… Continue reading خواب

خیلی ممنون

یک چشمم اشك بود یک چشمم خون آن لحظه جنون بود و جنون بود و جنون گفتم که تمام عشق و دنیای منی با خنده و طعنه گفت “خیلی ممنون” -علی عطری

شبانه

من عاشق این صحنم. واست می نویسمش. تو خوابیدی. من کار داشتم. حتی متوجه نشدم شبخیر گفتی. میام بالای سرت. امیدوارم بیدار باشی. اولش ی تلاش میکنم. اما جلو خودمو میگیرم. وقتی چشمای معصومه خواب رفتتو میبینم. هزار تا فکر میاد توی سرم. ک نقاشیت کنم. ک بسرایمت. ک وصفت کنم. ک ببوسمت. توی همش… Continue reading شبانه

عمه جان

ببخشید عمه جان دیشب چنان شد ازآن چیزی که ترسیدم همان شد برادر زاده ات عمه چنین نیست ز الطاف شما هرگز غمین نیست ولیکن شیوه ی دنیا همین است اصولا پایه ی دنیا برین است که آدم هردمی برنامه ریزد دم آخر همه بر آب ریزد به ناگه زنگ از همکار تهران که یالا… Continue reading عمه جان

چت آخر

صدای قلبم از سینه،بروی صفحه میشینه صدای لحن سرد تو،که چشمام اونو می‌بینه سکون سرد اون حرفات، می‌گفتی واسم از دردات تو درد عشقت از اون بود،و من محتاج لبخندات و من مثل ی شبگردم، ب نور ماه آلوده برای خواستن چشمات، همه عشقم چ کم بوده دلت دلواپس پاییز، دلم درگیر دستاته تو خم… Continue reading چت آخر

حرف دل

  می‌چسبانمت به سینه، شروع می‌شود، غم ناله های سرد از نازکی صدای کودکم با بم دلتنگی دو و این دو ادامه ایست بر مسیر هفت رنگ فلک و سول مبارک است شعر دل ناله‌ام ب مادر ننه جون قربونتم، حیرونتم، عاشق و بلا گردونتم رقص سما می‌شود اندوه، کجایی، کجیی ک تو اینجایی لای… Continue reading حرف دل

آژی دهاک

جای تک تک بوسه هایت، مارهایی شده اند بر دوش خاطراتم ک جوانه های امیدم را، یکایک، قربانی بقایشان میکنم. کجاست کاوه ی سرنوشت تا بگریزاندم از اهریمن غم؟ ک خم شده پشت فریدون فرخ پی امیدم.