Menu

داستان

ماهور
می‌گن چرا نمیری سه تار رو کلاسیک یاد بگیری؟‌ همش گوشی آخه؟؟ تا کی می‌خوای بی‌سواد باشی؟ خودت که می‌تونی یاد بگیری! میگم ناشناختش قشنگه. توت بی فلسفه،‌آب [...]
خاک در آینه
خودم را در آینه می‌نگریستم. من بودم. کم یپیر تر از دفعه پیش که نگریسته بودم. قبل را به یاد می‌آوردم. آینده را چطور؟ خودم را دیدم. ده سال بعد. ۲۰ سال بعد. [...]
عاشق
‏سرش شکسته بوده رو تخت بیمارستان‏گریه می‌کرده ‏بش میگن خوب می‌شی چیزیت نیس ‏میگه “چرا الان نباس بالا سرم باشه” ‏⁧‫#عاشق‬⁩ بود
حفاظت شده: او باور نمی‌کند
هیچ چکیده‌ای موجود نیست زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.
توکا
نگاهم کرد. سرش رو آورد پایین. سلام کردم. لب خند زدم. عادتمه. دوست جدید میخوام پیدا کنم لبخند می‌زنم. اومد به طرفم. هیچی نمیگفت. توی اون همهمه. فقط نگام [...]
the big bang theory S1E1
Scene: A corridor at a sperm bank. Sheldon: So if a photon is directed through a plane with two slits in it and either slit is observed it will not go [...]
خواب
پیام داده. میگه به خودت بگو،‌نیاد تو خواب من. میگم گفتمش. گوش نمیده. نامرد صبشم بهم نمیگه دیشب کجا رفته،‌چ کرده. اصن شاید واسه همینه، بعضی صبا اینقد خستم. [...]
دوباره نگاه کن…
  سر شب بود. بارون میومد. مث دم اسب . پشت سر هم. رگباری. پدر رانندگی میکردن. داشتن با مادر میومدن منو برسونن سر ایستگاه که اتوبوس سوار بشم برم تهران. [...]
دانشگاه تهران
از:‌مهرناز غضنفری میخواستم با خودم بجنگم.باتمام خاطرات سالهای جوانی ام.با نیمکت ها و صندلی ها و تخته ها و کلاس ها.دورهمی چند جوان دانشجو بهم میریزدم اما خم [...]
حفاظت شده: داستان کوتاه
هیچ چکیده‌ای موجود نیست زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.