دسته‌ها
Marketing الحمدلله خاطرات کاری علمی محمد حسین ابراهیم زاده

ssrs ERROR

The report server isn’t configured properly. Contact your system administrator to resolve the issue. System administrators: The report server can’t access or use the encryption key. You might need to add the server to the scale-out group, re-import encrypted content, or delete all encrypted content and generate a new encryption key. to solve: go to […]

دسته‌ها
الحمدلله خاطرات روزانه داستان فرهنگی محمد حسین ابراهیم زاده

دوباره نگاه کن…

  سر شب بود. بارون میومد. مث دم اسب . پشت سر هم. رگباری. پدر رانندگی میکردن. داشتن با مادر میومدن منو برسونن سر ایستگاه که اتوبوس سوار بشم برم تهران. پدر راننده ماهری ان. مدرک رانندگی بین المللی حرفه ای ماشین سنگین دارن. مادر عقب نشسته بودن. کسی چیزی نمی گفت. همه حیرت زده […]

دسته‌ها
الحمدلله علمی فرهنگی محمد حسین ابراهیم زاده

انتخاب رشته

بسم الله الرحمن الرحیم برخی انتخاب ها هستند، ک همه سرنوشت آدم بهشون وابستس. انتخاب تیم نیس توش. یا بستنی. یا هندونه. یا حسین. ولی انتخاب رشته دانشگاه یکیشونه. انتخاب شغلم هس اما شلغم نیس. همسر و دوستم هس. مهم تر از همه، انتخاب اینه که من کی ام. آیا ولد مقتضی زمانم یا والدش. […]

دسته‌ها
الحمدلله تهران خاطرات روزانه مارگارین محمد حسین ابراهیم زاده

بالاخره تمام شد

اولین و تنها داشبورد مدیریتی من تاییدشو از رییس بازاریابی گرفت و حالا کارخونمون داشبورد مدیریتی فروش داره با انواع امکانات جانبی. الحمدلله. راضیم. ی دوهفته طول کشید. بعدا باید تغییر کنه. با تغییر order type ها. الان روی کانال های فروش متمرکز شده. الحمدلله

دسته‌ها
الحمدلله فرهنگی محمد حسین ابراهیم زاده

هوپ

هوپیتال نه ها! امیدم نه! بازی هوپ. مثلا رو مضربای ۵ میگن هوپ. چن نفر میشن، میشمرن.یک، دو، سه، چهار، هوپ سادس. واسه مضربای بالاتر یکم بهتره. مثلا هفت، یازده … خوب یکم سختش کنیم: اعدادی ک ما میشمریم در مبنای ده هستند. از صفر تا نه ( ک ب آنها اعداد حسابی گفته می‌شود.) […]

دسته‌ها
الحمدلله خاطرات روزانه شعر فرهنگی محمد حسین ابراهیم زاده

حرف دل

  می‌چسبانمت به سینه، شروع می‌شود، غم ناله های سرد از نازکی صدای کودکم با بم دلتنگی دو و این دو ادامه ایست بر مسیر هفت رنگ فلک و سول مبارک است شعر دل ناله‌ام ب مادر ننه جون قربونتم، حیرونتم، عاشق و بلا گردونتم رقص سما می‌شود اندوه، کجایی، کجیی ک تو اینجایی لای […]

دسته‌ها
الحمدلله تهران خاطرات روزانه عکس فرهنگی محمد حسین ابراهیم زاده

شهر دزد!

شهر دزد! شب آخر احسان غذای محلی دانوب رو توی ی ماهی تابه گرم کرده بود ک فرداش تو اتاق مونده بود. بعد از ی هفته تنبلی آخر ی شب شستمش بردم در اتاق 6 بدم به دانوب. دیدمش سلام علیک کردیم منو ب هم اتاقیاش معرفی کرد. و طبق معمول همه شون از سلام […]

دسته‌ها
الحمدلله خاطرات کاری علمی محمد حسین ابراهیم زاده

Transferring Between Organizations

You can transfer material from your current organization to another organization, or from your current organization to intransit inventory. Material in intransit inventory belongs to the organization identified by the FOB point. See: Defining Inter-Organization Shipping Networks. Prerequisites    Define an inventory item that is common to both organizations. See: Defining Items  and Assigning Items to […]

دسته‌ها
الحمدلله خاطرات روزانه شعر محمد حسین ابراهیم زاده

لبخند

هنوز قلبم تند میزنه مادرم میگن…این لبخند عمیق موندگارت مال چیه؟

دسته‌ها
الحمدلله خاطرات روزانه محمد حسین ابراهیم زاده

هرمس

به اشکان پیام دادم: خستمه! ی هرمس خسته باید چیکار کنه؟ گفت باید برگرده ب درونش … شب بهش پیام دادم حرفت آب بود روی آتیش