دسته‌ها
تهران خاطرات روزانه خاطرات کاری مارگارین محمد حسین ابراهیم زاده

دیر شدگی

پیش میاد.نه برای همه. اما واسه من گاها پیش میاد. الحمدلله این اواخر خیلی کمتر. اما امروز مثلا پیش اومد. با ی برنامه جالب، صب خواب موندم. با تماس مدیر ارشدم پا شدم. دویدم. بعد رییس زنگم زدن. وقتی رسیدم، ساعت ده بود. کلی انتظار غرو لند داشتم. وقتی رسیدم ساعت زدم. مدیر ارشدم توی […]

دسته‌ها
الحمدلله تهران خاطرات روزانه مارگارین محمد حسین ابراهیم زاده

بالاخره تمام شد

اولین و تنها داشبورد مدیریتی من تاییدشو از رییس بازاریابی گرفت و حالا کارخونمون داشبورد مدیریتی فروش داره با انواع امکانات جانبی. الحمدلله. راضیم. ی دوهفته طول کشید. بعدا باید تغییر کنه. با تغییر order type ها. الان روی کانال های فروش متمرکز شده. الحمدلله