دسته‌ها
خاطرات کاری

کرمانشاه


در هفته گذشته آقای فرزاد باهام تماس گرفتند. از مشهد که فعلا خبری نیست. شرکت تکلان پول نداده! اما مث اینکه پروژه کرمانشاه داره راه میوفته. ازم پرسیدند مشکلی با کرمانشاه ندارم؟ دیشبش به این موضوع فکر کرده بودم. من عاشق تحلیلم. دلم نمیخواد بشینم ارور هندل کنم! بشینم دیتا آپلود کنم! یا کارای دیگه که از دست خانومای رشته صنایع هم بر میاد. واسه همین گفتم: “هر جا شما صلاح بدونیم من میرم.” آقای فرزاد هد خوبین. به فکر آدمن. آدم احساس میکنه یه داداش بزرگترن. مث آقای محمدی. ایشونم واقعا یه برادرن. مدیر پروژه کرمانشاه آقای احمد‏زاده هستند. و تا اونجایی که میدونم یه پتروشیمیه. اونجا آشنا دارم. قبلا رفتم کرمانشاه. مردمش خیلی آدمای با صفا و با غیرتین. دوسشون دارم.دلم واسه امام رضاتنگ شده. مث همیشه از همینجا سلام میکنم. درود خداوند بر روح بلند و مطحرش که زندگیش را برای توحید گذاشت. سعی داشت بهترین بندگان خدا باشد و شاهد بود.درود خداوند بر او باد.

Mohammad Hossein Ebrahimzadeh
محمد حسین ابراهیم زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *