خلاصه، کارافرینی، معنی فعلیش واسه من، اینه که مسولیت آرزوتو قبول کنی و با جدیت هزینشو بدی و بری دنبالش.
عمو جلال، بعد از شکستم تو شراکت رفاقتی، ی شعری خوند ک اصلش مال حافظه اما یکم تغییرش داد.

هنگام تنگ دستی، در عشق کوش و مستی
کین کیمیای هستی، قارون کند گدا را

تنگ دستی، لزوما مادی نیس. و با تعریف اون، قارون شدن هم معنی پیدا میکنه.
عشق، فقط انگیزس. ب هدفت فکر کن ب جای سیگار کشیدن و غمین شدن. از هدفت انرژی بگیر.
مستی، بی خیال شدنه. میشه با اتبوس رفت مسیریو ک هرروز با ماشین میرفتی. بی خیال.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.