دسته‌ها
خاطرات کاری

چهارشنبه درتکلان توس

چهارشنبه درتکلان توس

از یکشنبه شب باز ارسالم کردند تکلان! خوبه دوس دارم اما مریض بودم. وقتی رسیدم افتادم و دوشنبه هم کامل سردرد داشتم .آقای دولت خواهی که قراره باهاشون جلسه داشته باشم واسه آخر سال سرشون شلوغه و مسئول قرارداد هام آقای ضابطی زاده هستند که امروز قرار ملاقات باهاشون دارم برای تکمیل RD020 و بعد از اون BP080 از هندیا ( که الان همه شون اینجان و پاسپورتشون تمدید شده و یه کمم پر رو شدند) خواستم کمکم کنن. جای خانم کچویی جدی خالیه جدی مث خواهر آدم میمونن نباشن جاشون می نماد.مث خواهر بزرگتر.
ژاله الان زنگم زد و مریم نیز هم! هر دو توی باسا استخدام شدن . همکار شدیم با هم رفت ان شا الله! با فهیمه چهارتایی فک کنم بترکونیم ای آر پی رو (اگه بیرونمون نکنن) . ژاله اومده ور دل خودم توی فروش و مریم رفته زنجیره تامین و فهیمه مالی! باور کنید فقط جای علی پسر عموم خالیه که اونم گفتمش بیاد آموزشگاه حکیم ( که به نظر من بزرگترین و بهترین آموزشگاه مربوط به فراگیره توی کل ایران با 95% قبولی) درس بده. من اونجا مدیر آی تی هستم. و در اصل خرج دانشگاه باسا رو از انجا تامین می کنم!!
فقط میتونم بگم الحمدلله… این همون آرزویی بود که یک ماه پیش داشتم و الله منت گذاشت سرم… الحمد لله

Mohammad Hossein Ebrahimzadeh
محمد حسین ابراهیم زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *