دسته‌ها
خاطرات کاری

ماه رمضان مشهد

شنبه دو تا خبر بهم رسيد. يكي كرمانشاه كه به احتمال قوي دوشنبه هفته آينده ميرم (از اصفهان به كرمانشاه فقط يه پرواز دوشنبه هست كه برگشتش هم پنج شنبه صبحه.) كلي هم مدارك ازم خواستند كه يكشنبه تحويل دادم. عكس و كپي كارت ملي و پايان خدمت و شناسنامه. واسه صدور كارت تردد در كارخونه.
يكي هم مشهد. يكشنبه ظهر حركتم بود.
اومديم واسه تغييرات سند. يك ماهيه نيومدم. دل تنگ آقا امام رضا بودم. مشهد خيلي خلوته. آروم. بي صدا. بي هياهو. ماه رمضانه. هر شب داريم ميريم حرم. و شبها مهموني ميگيريم. ديشب “شله” رو امتحان كرديم. يه غذاي محلي مشهدي. پر از حبوبات. و البته همراه گوشت ريش شده. رنگش به سياهي ميرفت البته از سفيد هم غافل نبود.من هم كه ميگويم آب انگور خوش است.
امروز جلسه تغييرات بود..سندي رو كه طبق گفته هاي خودشون نوشتم. و به خودشون دو بار ارائه دادم. و خودشون دو بار تاييد كردند منكر شدند. و كلا عوضش كردند. با كلي توهين كه اين چه طرز نگارشه!
فردا قرار شد با آقاي دولت خواهي مسئول ارسال باز چكش كنم. باهاشون رفيقم. قرار شد عصرشم بريم واسش تبلت بخريم. من تبلت خوب بلدم بخرم.
الحمدلله

Mohammad Hossein Ebrahimzadeh
محمد حسین ابراهیم زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *