علی آقا جوادی خونده بودن واسم

او نظر کرده که من عاشق و دیوانه شدم / ور نه من در دل خود هیچ ندارم از خویش

چشم مستش به دل پیر و جوان گر زده زخم /  قلب چون سنگ مرا کرده نگاهی صد ریش

آرزو هست به خوبان که برش جان بدهند / شوق دیدار رخش کشته مرا پیشا پیش

حاجتی نیست بر آن زلف پر از پیچ و خمش / مژه اش همچو طنابی کشدم جانب خویش

با رخ ماهش از این صفحه ی شطرنج دلم /  مات ماتم من از این بعد پس از صدها کیش

ببر ای باد صبا حرف دلم را و بگو /  یا حسین عشق همه ی اهل دلی بی کم و بیش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.