دسته‌ها
علمی محمد حسین ابراهیم زاده

بخش های مختلف مغز

برگرفته از اینجا با تغییر و تصرف

مغز بدون شک عامل جدا کننده ی انسان و حیوان است. نشان عالی تکامل و خالقی مدبر. مغز انسان جدا از نیمکره ی راست و چپ از لحاظ افقی دارای سه لایه ی مختلف هست.

۱-     لایه ی اول-مغز اولیه: این لایه قدیمی ترین قسمت مغز است. همچنین ما آن را مغز ابتدایی یا اولیه و یا قدیمی نیز مینامیم. این همان مغزی است که در ماهی لاکپشت دریایی خزندگان و برخی از مهره داران پست نیز دیده میشود.این لایه  مرکز فرمان رفتارهای اولیه و کنترل های ماست و قادر نیست خودش را تطبیق دهد.این قسمت مغز بسیار سخت و مقاوم و انعطاف ناپذیر است. عملکرد اصلی این قسمت از مغز اطمینان از تامین نیازهای اولیه(گرسنگی و تشنگی و خواب و…) ومحافظت و دفاع از فرد و نیز مدیریت کردن مواقع خطر (فرار یا حمله) است.

چند نمونه از تاثیرات قسمت مغز اولیه در رفتار ما:

-خاراندن سر.فرو کردن انگشت در بینی. خوردن ناخن ها.تمامی حالات و رفتارهای خود بخودی(راه رفتن.نشستن و…) و عکس العمل در مقابل تحریکات خارجی و داخلی مانند عکس العمل در مقابل گرسنگی و…

-همیشه سر کلاس یا جلسات در محل خاصی نشستن.

-اینکه فردی محدوده ی خودش را مشخص کند. روی موارد جدید سرمایه گذاری کند.پوسترهای خود را در اداره به دیوار بزند.علائم خاصی را به خودرواش بچسباندو…

۲- لایه ی دوم-مغز لمبیک (Limbic): این قسمت از مغز از مجموعه ی قدیمی (مغز اولیه مشتق شده است.نام آن از کلمه ی لاتین لمبوس (به معنای کناری) اقتباس شده است. این لایه مغز اولیه را احاطه کرده است .آن را مغز قبل از کوتکس (لایه ی سوم) با مغز اعضای درونی نیز می نامند.این مغز بسیار شبیه مغز پستانداران است.

چند نمونه از ظهور مجموعه ی لمبیک در رفتارهای انسانی ما:

-محرک تمامی انگیزه ها .محرومیت ها. پاداشها و غرامت ها

-تمامی چیزهایی که خوشحالی یا ناراحتی مارا آشکار میکنند.

-احساسات ما: اعم از خوشحالی. ترس.وحشت و غم.

-ارزشها

-احساسات و ادراک

-عواطف

مشخصات آن:

مشخصه ی اصلی این لایه ی مغز احساس است که هیچ ارتباطی با منطق ندارد.

لمبیک تمامی اطلاعات را قبل از کورتکس در یافت میکند. از این رو بر اساس این که اطلاعات لمبیک را خوشحال یا ناراحت کند و نیز براساس شدت آن ها لمبیک اطلاعات را سانسور میکند و آن دسته از اطلعات را که برای او قابل درک هستند برای خود نگه میدارد تنها ان دسته از اطلاعات را که برای او قابل درک نیستند به کورنکس ارسال میکند.اگر شدت هیجان بالا رود لمبیک قفل میشود و اطلاعات را به کورتکس نمی فرستد.

معیارهای آن شدت. شعف. تمایل.انگیزه . میل به موفقیت.احترام گذاشتن به معیارها و ارزش های اجتماعی و…است. اگر انتقال اطلاعات به کورتکس را بطور کامل مسدود نکند دست کم آنها را سانسور میکند و اطلاعات نا مطبوع منتقل نمیشود.

رای اینکه تصویری داشته باشیم میتوانیم تصورکنیم لمبیک سگی است که به شدت پارس میکند و بیگانه ها را گاز میگیرد ما قدر کسانی که به او محبت میکنند نیز میداند.او برحسب مورد سگ محافظ . سگ دوستان و یا سگ سیرک است.

لایه ی لمبیک ما اطلاعات را در حافظه ی خود ذخیره میکند و هر بار که اطلاعت جدیدی که به او میرسد مطلوب باشد خیلی ساده آنها را به کورتکس ارسال میکند.برعکس اگر لمبیک قضاوت کند که اطلاعات نا مطبوع است در مقایسه با ذخیره ی حافظه ی خود میتواند یا موضوع را به سکوت برگزار کند یا اینکه این اطلاعات را بلوکه کند و یا اگر خیلی هیجانی یا نا مطبوع باشد لایه سوم کورتکس شاید هرگز رنگ ان را هم نبیند.

هفت قانون لمبیک:

۱-نظام لمبیک در برابر هر نوع منطقی نفوذناپذیر است.

۲-تمامی اطلاعات ابتدا از لمبیک رد میشوند.این لایه آن ها را سانسور میکند وکورتکس را براساس سانسوری که انجام میدهد فعال میکند.

۳-سانسور لمبیک بسته به شدت احساس اطلاع خواهد بود:مزیت یا بی تفاوتی .امنیت یا نا امنی.هماهنگی یا اختلاف و تضاد و…

۴-لمبیک عملیات گذشته را ثبت میکند-که در کورتکس منعکس شده است.

۵-نظام لمبیک تمامی خاطره ها را ثبت میکند که این منجر به کسب تجارب میشود.

۶-عمل سانسور با توجه به خاطرات مطبوع یا نامطبوع خواهد بود.

۷-لمبیک امکان شناخت از رهگذر تصویر را میسر میکند.

۳ – لایه ی سوم- کورتکس:

این قسمت همان لایه ای از مغز است که ما را از پستانداران دیگر متمایز میکند و فقط در نوع انسان وجود دارد.

گفتگو یعنی زبان به ما اجازه میدهد تا به اشیا مشخص و عناصر تجریدی نام خاصی را اطلاق کنیم .و به ما کمک میکند تا این عناصر و اشیا را که برخی اوقات پیچیده هستند به یاد اوریم یا از انها فاصله بگیریم.

مشخصات کورتکس:

زبان یکی از مشخصه های اصلی کورتکس است. همچنین کورتکس به ما اجازه میدهدتا در مقابل هر موقعیت جدید یه مشکل پاسخ جدیدی که تابحال وجود نداشته است ارائه دهیم خود را از راه حل های خودکار و خودبخودی و جامد و خشک رها کنیم و پاسخی بر اساس فکر و دانش خود دهیم.

کورتکس همچنین به ما اجازه میدهد عناصر موجود در حافظه را به یکدیگر مرتبط و آن را به شیوه ی جدیدی ترکیب کنیم و در واقع ابداع کنیم.همانند رایانه کورتکس داده ها .برنامه ها. طبقه بندی ها و عملیات را ثبت میکند.سه قسمت مغز همزمان با هم عمل میکنند.

یه نتیجه منطقی که ازین دسته بندی ها میشه گرفت، فایده ی مشورته. با مشورت ما اتفاق جدید رو از لیمبیک به کورتکس منتقل می کنیم. چون داریم در بارش حرف می زنیم و حرف زدن در لایه ی منطق اتفاق می افته. این جدای از اینه که داریم از تجربیات یک ذهن دیگر هم بهره می بریم. هرچقدر موضوع واسمون مهم تر باشه لیمبیک بیشتر فیلترش می کنه تا به کورتکس نرسه پس باید بیشتر دربارش صحبت کنیم. بیشتر فکر کنیم. نکته دیگه اینه که موضوع برای مشارور اونقدرا مهم نیست بخاطر همین مستقیم میره به کورتکسش و مشاوره از سر منطق اتفاق می افته.

Mohammad Hossein Ebrahimzadeh
محمد حسین ابراهیم زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *