Menu

استخدام

تیر ۲۹, ۱۳۹۱ - هنر




پیش از خواندن متن، فیلم را ببینید!
 انیمیشین “استخدام” فرصت کوتاه اما تکان دهنده‌ای بود. با صدای زنگ ساعت روز آغاز می‌شود و با روشن شدن چراغ چیزی ناسازه شکل می‌گیرد. این اولین علامت سئوال است، آغاز گمانه زنی است. اما کم کم  به دیدن آنچه در شروع برایمان ناباورانه بود عادت می‌کنیم. گویی چشم‌هایمان را مالیده‌ایم و   باور کرده‌ایم آنچه می‌بینیم نشان از حقیقت دارد. کم کم که پیش می‌رویم تصویری از خودمان می‌بینیم؛ شبیه تصویر در آینه مقعر؛ این حقیقت ماست اگر چه واقعیت چیزی زیبا تر جلوه می‌کند.
 استخدام چیزی متفاوت‌تر و بسیار حقیقی‌تر از  آن تصاویر معمولی است که سعی دارد در شلوغی، ویرانی، اغتشاش و ناهمگونی، انسان معاصر را به تصویر بکشد. رنگ‌ها ساده‌اند، صدا‌ها واقعی‌اند. هیچ دهشت تصویری و سیاهی بصری یافت نمی‌شود. از ماشین و تکنولوژی خبری نیست تا گناه نافرجامی زندگی امروز را به گردنش بیاندازیم. بیگانگی چیزی تنیده در جوهر انسان امروز شده. مرد لحظه‌ای در آینه مقابلش درنگ می‌کند، فقط لحظه‌ای کوتاه. در فاصله این تعلیق کوتاه گمانه می‌زنیم حتما متوجه شده چیزی غیر عادی است.  همه چیز در هاله یک طبیعت و عادت پیش می‌رود. میز صبحانه کنایه‌ای از رابطه‌ای بی‌معنا ست. تلاش برای با هم بودنی نافرجام. آنچه در این انیمیشین اتفاق می‌افتد، روح وحشی زندگی معاصر را نشانه می‌رود و نه کالبد پر سر و صدا و هیاهوی آن را. هیچ دیالوگی بر قرار نمی‌شود. آنچه می‌بینیم انسان‌هایی مسخ شده در جهانی شیئی شده و فاقد هر گونه کنش‌اند.
 استخدام، روایت جهان بی‌سوژه است. آنچه قرار بود غایت انسان مدرن باشد و جهان را از منظر سوبژگتیویته‌ای فعال و پویا درک کند به فاجعه‌ای هولناک و بی‌صدا تبدیل می‌شود.  قفس آهنین و بر محقق شده. در پایان اما فاجعه کامل می‌شود. چهره سلطه‌گر مرد تبدیل به یک قربانی می‌شود. همه چیز در خدمت اوست تا او در خدمت دیگران باشد.
Mohammad Hossein Ebrahimzadeh
محمد حسین ابراهیم زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.