شما اینجا هستید: خانه / محمد حسین ابراهیم زاده / اختلاف خشک

اختلاف خشک

نمیدونم چرا کاپیتان ی جورایی مجبورم میکنه بنویسم!

آخه کاپیتان وقتی انگیزه ی دیگه ای ندارم از چی بنویسم؟

و باید از اون روز بترسم ک دیگه انگیزه نوشتن هم ندارم!

شروع میکنم ب ساختن آینده!

وقتی آدم قبلی انگیزه نداره باید ی آدم نو بسازم.

اولش با الحمدلله برای داشته ها و اینکه الانیه چقدر خوبه و چرا بده شروع میشه.

برای ساختنش باید ب همه چیز دقت کنم حتی انگیزه! تا مث الانیه بی انگیزه نشه.

سلامتی و وضع بدن

موقعیت اجتماعی

اخلاق

موقعیت شغلی

وضع تحصیل

امرار معاش

مکان و زمان

و همه چیز

البته اینجا نمی نویسم. ی جای امن ک سالهاست اونجا الحمدلله میگم.

بعد از این موارد هم باید ب اینکه چ تغییراتی الان باید بدم تا ب اون برسم فک کنم.

اووف

اومدم تو اتبوس، ی دختر بچه ۵-۶ ساله داره با دو تا پیر مرد میحرفه. همه رشته افکارمونو پاره کردن!

بچه باباش دکتره تو شاهین شهر، پیر مرد سیاه تر بهش میگه ب بابات بگو ی سوزنم بزنه جوون بشم خوشگل بشم! بچه تعجب کرده حرف تو حرف میاره میخام موهامو بلند بذارم بابام ازش هی بیاد بالا!!!

اختلاف خشک

Mohammad Hossein Ebrahimzadeh
محمد حسین ابراهیم زاده

یک نظری بگذارید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

رفتن به بالا