شما اینجا هستید: خانه / خاطرات روزانه / آنچه گذشت…

آنچه گذشت…

امروز آخرین شنبه ساله. ی محاسبه ای کنیم از خودمون. ک فرمود : واذا رایتم الربیع، فاکثروا ذکر النشور. وقت بهار طبیعت بسیار از عقبی یاد کنید. و حاسبوا قبل ان تحاسبوا. حساب خودتان برسید قبل ازینکه ب حساب شما برسند. و خود کرده را تدبیر نیست. سال گذشته رو از لحاظ کاری توی باسا بودم. کار زیاد نداشتم. پیشرفت کاریم فقط جسارت جلساتم بود و ورود به scm. موقعیت های کاری بیرونم ک داشتم معمولا از دست دادم. روزها دیر آمدم سر کار. و در کل کاری از خودم راضی نیستم. عیبم تنبلی بوده. برای بهبودم باید موقعیت های کاری موجود رو دریابم.
از لحاظ تحصیلی، امسال تنها سالی بود ک کنکور شرکت کردم و البته هیچی نخوندم. امیدیم زیاد ب قبولی ندارم. گرچه عاشق تحصیلم. و عاشق تدریس. سرکار ولی مطالعه کاریم بدک نبوده.
توی رفاقتامم بیشتر ازونکه رفیق جدید پیدا کنم، یا رفیقامو پروندم یا گروهی سرد شدن باهام! و این آخر سالیم ک انشالله تصمیم ب توحید گرفتیم و دست از کثرت دیگه برداشتیم.
مساله مهم بعدی سلامته. الحمدلله امسال همه سال سالم بودم و الانم وضعیت جسمانی خوبی دارم. یکمم باشگاه رفتم. استخر نیز هم.
مهم ترین رویداد سال هم مطمئنا ازدواج خواهرم بوده. بحمدلله خانواده شادی داشتیم امسال.
از نظر تقوا، بحمدلله موقعیت گناه برام فراهم نبوده ک بتونم بگم خوب بودم یا بد. اما در کل الحمدلله میگم ک نگذاشته ب خطا بوفتم و از خودم خیلی بیشتر ازین توحید انتظار دارم.
امروز یکم وقت پیدا کردم داشتم نمودار دیر آمدگیم رو درست میکردم. ب نظر خیلی بودن!! اما علت این بی انگیزشیم چیه؟ هنوز نمیدونم.
ی هفته مونده تا آخر سال و طبق معمول مردم دغدغه خرید دارن و کارمندا دغدغه شغل و قرارداد سال آینده.
راستی مهدی سمیعی امروز میگفت الحمدلله خیلی خوششه.
خدایا ازت بخاطر سالی ک گذشت ممنونم. الحمدلله بخاطر سلامتی، الحمدلله بخاطر دل خوش، الحمدلله بخاطر خونواده، الحمدلله بخاطر آبرو و الحمدلله برای وجود الله در زندگیم.

یک نظری بگذارید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

رفتن به بالا